|
اقلیم وجود
گاهی چقدر زود ،دیـــر میشود!!!
|
سال هاست که می گذرد
[ پنجشنبه 14 مهر1390 ] [ 20:9 ] [ فــرزانه ]
[ ]
گاهی وقتا آدم یه چیزای با اهمیتی رو از دست میده که دیگه قابل برگشت نیستن مثل دوست داشته شدن... مثل یه دوست خوب،یه همدم از دستشون میده به خاطر یه سری اشتباهات ریزو درشت که بعضیاش دسته خودش نیست و به هر حالتی پیش میاد به هیچ صورتی هم نمیشه توجیهشون کرد ..خیلی بده باعث میشه آدم از عمق وجودش احساس درد کنه کاش قدر لحظه لحظه زندگیمون رو بهتر بدونیم .
[ یکشنبه 22 اسفند1389 ] [ 19:14 ] [ فــرزانه ]
[ ]
"بـــــــودن" گر بدین سان زیست باید پست "فــــــــریاد" فریادی و دیگر هیچ . "اصـــرار" خسته
شکسته و دلبسته من هستم من هستم من هستم *** از این فریاد تا آن فریاد سکوتی نشسته است. لب بسته در دره های سکوت سرگردانم. من میدانم من میدانم من میدانم *** جنبش شاخه ئی از جنگلی خبر می دهد و رقص لرزان شمعی ناتوان از سنگینی پا بر جای هزاران جار خاموش. در خاموشی نشسته ام خسته ام درهم شکسته ام من دلبسته ام. "از نفرتی لبریــــز" ما نوشتیم و گریستیم ما خنده کنان به رقص بر خاستیم ما نعره زنان از سر جان گذشتیم ... کسی را پروای ما نبود. در دور دست مردی را به دار آویختند : کسی به تماشا سر برنداشت ما نشستیم و گریستیم ما با فریادی از قالب خود بر آمدیم منبع: آوای آزاد [ سه شنبه 10 اسفند1389 ] [ 10:10 ] [ فــرزانه ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |